على اصغر شميم
585
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
خيابانى و آزاديستان شيخ محمد خيابانى از آزاديخواهان و مجاهدين دوره انقلاب مشروطهى ايران در تبريز با ياران و دوستان و همفكران خود در تمام مراحل نهضت و انقلاب بزرگ و مبارزه با نيروهاى استبداد در كنار رهبران و سران ديگر آزاديخواهان مانند ستار خان و باقر خان و امثال آنان به كوشش برخاسته بود و چون پس از انقلاب روسيه ، در تبريز كنسولخانهى آلمان با اسلحه و مهماتى كه براى تحويل به نيروى عثمانى گرد آورده و به علت صلح روس و عثمانى از تحويل آنها منصرف شده بود ، به يك كانون ضد ملى و شايد به يك مركز انقلابى براى واژگون كردن رژيم مشروطه و استقرار رژيم بولشويكى در آذربايجان مبدل گرديده بود و از طرف ديگر بر خلاف تمايل مليون و آزاديخواهان تبريز ، دولت مركزى بار ديگر عين الدوله را به فرمانروايى آذربايجان انتخاب و اعزام نموده بود و نيز پارهاى مسائل داخلى و اختلاف رأى و عقيده و مسلك سياسى كه بين خيابانى و ديگران بود ، به تدريج مقدمات قيام خيابانى عليه دولت مركزى فراهم گرديد . شيخ محمد خيابانى بدون ترديد مردى وطندوست و داراى تعصب ملى شديد و دشمن سرسخت بيگانگان و مخالف با هرگونه مداخلهى اجنبى در امور داخلى ايران و طرفدار ايجاد يك حكومت ملى و مستقل و نيرومند بوده و چون رجال آن روز را براى ايجاد چنان حكومتى ، ناتوان و نالايق تشخيص مىداده ، مىخواسته است خود آن حكومت ملى نيرومند و صالح را بوجود آورد و طبيعى است كه تحقق آرزوهاى خيابانى مىبايستى از تبريز و آذربايجان آغاز گردد و بر سراسر ايران گسترش يابد . كسروى دربارهى خيابانى مىنويسد : « . . . آنچه ما مىتوانيم گفت اين است كه خيابانى همچون بسيار ديگران آرزومند نيكى ايران مىبود و يگانه راه آن را به دست آوردن سررشتههاى ( حكومت ) مىشناخت كه ادارات را به هم زند و از نو سازد و قانونها را ديگر گرداند . چنانكه در همان هنگام ميرزا كوچك خان در جنگل به همين آرزو مىكوشيد . آنان نيكى ايران را جز از اين راه نمىدانستند . از آن سوى خيابانى ، اين كار را تنها با دست خود مىخواست و كسى را با خود به همبازى نمىپذيرفت » . آنچه دربارهى آمال و اهداف خيابانى گفته شد ، دربارهى كوچك جنگلى و كسانى چون او كه درد وطن و عرق ملى داشتند ، كاملا صادق است . اين افراد ، هرچند كه گفته شود مردمى جاهطلب و خودخواه بودهاند ، به قول كسروى آرزويى جز نيكى ايران و سربلندى ميهن خود نداشتند . اما آيا راهى كه براى وصول به هدف خود برگزيدند ، در شرايط خاص سياسى و اجتماعى آن عصر ، درست بود ؟ و آيا اين افراد آنچنان قدرت و نيرويى در اختيار داشتند كه